گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

 رئیس  محترم مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش

... نمی دانم آیا هرگز این قصیده ی نغز ناصر خسرو را خوانده یا شنیده اید که سروده :

گویند عقابی به در شهری برخاست

وز بهر طمع پر به پرواز بیاراست

ناگه ز یکی گوشه ازین سخت کمانی

تیری ز قضای بد بگشاد برو راست

در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز

وز ابر مرو را به سوی خاک فرو خواست

زی تیر نگه کرد پر خویش برو دید

گفتا «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست»

 

...و اما رئیس سنجش ‘ در مورد آنچه از قول او نمایش دادند در سایت وزارت اموزش و پرورش چه می گویند ؟ 

/ 12 نظر / 63 بازدید
نمایش نظرات قبلی

باسلام یکی ازمشکلات آموزش وپرورش همین جبهه گیری های دوستان است شما که ازدیدگاه طرفداران توصیفی صحبت می کنید طرفداران ارزشیابی کمی رازیرسوال می بریدوبالعکس.وهمین موردبه سیستم ضربه می زند.من باارزشیابی توصیفی موافقم.ولی بااین اطلاعیه صددرصدمخالفم .سراسرتناقض دارد.آزمون پایه ششم بااین شرایط فقط اسراف بیت المال است البته اگرازدیدکارشناسی به آن نگریسته شود.بهتراست چاره ای اندیشیده شود تاقوانین شفاف شود.روح ایت اطلاعیع باارزشیابی توصیفی درتضاداست

سلام

سلام بر همه عزیزان چرا دکتر عمادی این گونه گفت؟ به نظر من چون در جلساتی که با ایشان برگزار می شود داد همه درآمده است. چرا باید دفتر آموزش ابتدایی با مرکز سنجش هیچ ارتباطی نداشته باشد؟ وقتی اختلاف بین بزرگان است از آموزگار چه توقعی و آقای دکتر اگر ناصر خسرو زنده بود به شدت به شما می تاخت چون شعر اورا بی وزن کرده اید و کلی تغییر!

سیفی

استاد بهتر نبودنگاهی به دیوان ناصرخسرو می انداختی تا شکل درست ابیات را می نوشتی؟

سلام

اگر حاشیه های گنجور را بخوانید متوجه می شوید که گنجور اشتباه کرده است و اصل شعر را باید در دیوان ناصر جستجو کرد و همانطور که می دانید به فضای مجازی خیلی اطمینان نیست برگرفته ازحاشیه گنجور هومن موسویان نوشته: زمانی که دبستانی بودم این شعر رو خدا بیامرز پدرم بهم یاد داد. اندکی با نسخه حمیدرضا فرق داره: روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست وز بهر طمع بال و پر خویش بیاراست بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت امروز همه ملک زمین زیر پر ماست گر بر سر خـاشاک یکی پشّه بجنبد جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه ها خاست ناگـه ز کـمینگاه یکی سـخت کمانی تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز وز عالم الویش به سفلیش فرو کاست بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی وانگاه پر خویش کشید از چپ و از راست گفتا عجبا این که ز چوب است و ز آهن این تیزی و تندی و پریدنش کجا خاست چون نیک نظر کرد پر خویش دران دید گفتا زچه نالیم که از ماست که بر ماست

شادن

با سلام تمايل دارم با وبلاگ خوب شما تبادل لينك داشته باشم. در صورت موافقت اعلام بفرماييد تا شما را لينك كنم. و همچنين وبلاگ من را با نام "كتابهاي كمك درسي كاگو" لينك كنيد. با تشكر

رجب

اگر بخواهیم ارزشیابی توصیفی خوب از کاردربیاید باید معلمانی از جنس فولاد تربیت کنیم که پیوسته بنویسند ویادداشت برداری کنند و فرصت های اضافه واوقات بیکاری درمنزل را صرف کار مدرسه کنند که چنین روحیه ای در معلمان فعلی نیست . معلمی که آنقدر درگیری در زندگی دارد که کلاس تنها یک رفع تکلیف برای اوست . با چنین وضعیتی باید گفت وای بر ما که این گونه برای آینده فرزندانمان برنامه ریزی ی کیم//

رجب

استاد چرا اینقدر تعارف ؟ مگر معلم هم یک انسان همانند دیگرانسانها نیست؟ چرا اینقدر مارا غرور فراگرفته که خود را تافته ی جدا بافته می پنداریم . اگر شما خسته نمی شوید ما می شویم اگرشما گله ازاوضاع موجود ندارید ما داریم . ما فراموش نکرده ایم که آدمی مثل دیگرآدم ها هستیم ونیازها وخواسته هایمان همانند نیازها وخواسته های آنهاست . ما این جوری هستیم شما رانمی دانم !

رجب

معلم باید هیچ جاحرف نزندتا حقش رابخورندچون معلم است چون درخت دانش تنها دروجود او ریشه دوانده چون اوهمه ی مردم رابیسوادمی پندارد چراکه تنها او خواندن ونوشتن بلداست . دکترجان تاکی خودمان رازیرنقاب این حرفها قایم کنیم ؟ غرور کاذب را تابه کی درخودراه بدهیم ؟ مگرمعلم بودن تنها به داشتن مدرک دانشسراوتربیت معلم ودانشگاه است؟ فکرنمیکنم شما شوروشوق بیست وپنج شش سال پیش مرا برای معلمی داشته باشید. پس چه شد چرا غرورمعلم را لگدمال می کنندکه پس ازچندسال تنها به روزمرگی اکتفامی کندوروحیه منفی بافی درجانش چنگ می اندازد چرا دکترجان چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فاضلی

روزی زسر رنگ عقابی به هوا خاست

جليل

روزي زسر سنگ عقابي به هوا خاست