ارزش یابی کیفی - توصیفی ، مسیح انگاره‌های خواستنی

مکانی برای درج آخرین یافته های علمی و اخبار مربوط به تغییرات ارزشیابی پیشرفت تحصیلی تربیتی نوین ایران

نوشته ای به جای گزارشی از عملکرد آموزش و پرورش دولت دهم در دوره ابتدایی
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳٩٢  کلمات کلیدی:

 

در آموزش و پرورش دوره ابتدایی

             « دوغ» یاری!  بس ، «آب» یاری باید

                                        بهمن قره داغی

     جهان امروز، جهان تغییرات  است. در این جهان ،تنها سازمان هایی که ،می توانند خود را با این تغییرات همراه گردانند، پا بجا می مانند و مخاطبین خود را از دست نمی دهند . یکی از این سازمان ها، آموزش و پرورش است .از آنجا که رسالت آموزش و پرورش، بر کسی پوشیده نیست، بایسته آن دیدم  تا در این نوشتار کوتاه و مجمل ، تصویری از آنچه هست آن را، درمقایسه با آنچه باید باشد، ارائه کنم . شاید چراغ راهی شد تا وزیر دولت  یازدهم ( آقای حاجی بابایی یا هرکس دیگری)، آگاهانه و عالمانه در این سازمان، برنامه های خود را ارائه و اجرا نماید .

     خیلی سالهاست، که در عمل ، آموزش و پرورش را ،در چرخه اصلاحات آموزشی و عبور به سمت جامعه فردا ، در حرکت و تغییر نمی بینیم . هرجا حرکتی نیز به نام تغییر شروع  شده، هنوز به انجام نرسیده ، متوقف شده! . شاید یکی از دلایل آن  - و البته نه همه ی آنها -  به عدم ثبات مدیریتی برمی گردد . اما آنچه تعجب مرا ،بر می انگیزاند ، این است که، در این احوال قابل رؤیت، برخی از مدیران فعلی و از جمله وزیر محترم، معتقدند که بیش از همه و هر زمانی ، عامل تغییر در آموزش و پرورش بوده اند .  لیکن در بررسی واقعیت آنچه از آنها به عنوان تغییرات پیش برنده یاد می شود ،باز هم ،همان طعم تلخ سکون وارگی و.... احساس می شود و  چراکه آنها، تنها پوسته ی غیر قابل استفاده ای است از آنچه ، جامعه می خواهد و بایسته هم روزگاران نسل دانش آموز ماست .  البته این نه بدان معناست که کسانی، آگاهانه ،در جایگاه مدیران عالی ، برای تخریب و .... آموزش و پرورش آمده اند، نه ،هرگز ؛ اگر کسی به حوصله، پای صحبت و دوست داشتنی های یک به یک آنها نیز بنشیند، درخواهد یافت که ، آنها قصد تغییر را دارند. اما مشکل اصلی این جاست که، بسیاری از این پست ها ،  سطح یا حد « بی کفایتی» ست. که  انتصاب در آنها  ، از راه هایی غیر از شایسته سالاری  اتفاق افتاده است  و در نتیجه بسیاری از عملکردها نیز ، نیازهای مخاطبین را پاسخگو نمی باشد . چنانکه گویند: « غلامی بود که ارباب اش را که به او هویت بخشیده بود ، بسیار دوست می داشت؛ به طوری که اگر ارباب ،لیوانی آب می خواست، او تلاش می‌کرد و اگر می توانست، دریایی برایش فراهم می گردانید و به قولی تا «کلاه می خواست او سر وکلاه» را با هم برایش می‌آورد . غلام پی برده بود که ارباب ، در باغ بزرگ‌اش، دو درخت زردآلو وگیلاس را ،دوست تر می دارد . برای همین ،غلام به خیال خوش خدمتی و ... تصمیم گرفت به این دو درخت به طور ویژه رسیدگی کند . لذا روزی به ذهن‌اش رسید که گواراترین نوشیدنی دوغ است ، پس چه بهتر از این پس  ،دوغ خنکِ تازه، در پای دو درخت ارباب بریزد، تا به خیال خودش، موجباب شادابی درخت و در نهایت، شادی ارباب اش را فراهم گرداند . هر چند روز یک بار، به زحمت، دوغی گوارا فراهم می کرد و پای درخت می ریخت . هنوز مدتی از این اقدام و، دوستیِ خاله خرسه گون، نگذشته بود، که درخت، خشک شد. و خوب، باقی ماجرا معلوم است. خیلی از فعالیت هایی که  آموزش و پرورش ایران ،به نام تحول بنیادین ،یا ریل گذاری !! به سمت تحول بنیادین، نام می برند، تحول نیست ،که به زعم نگارنده، تحول بنیادین ، نه یک برنامه ، نه یک فعالیت نه ... بلکه خود محصول سیاست گذاری ها، برنامه ها و فعالیت ها است . امری تدریجی و زمان براست و به برنامه ریزی های آگاهانه و هوشمندانه ،نیاز دارد. چنانکه مقام معظم رهبری نیز ،در توصیه به مسئولین آموزش و پرورش ، خواستند که در این سازمان، با همه ی اهمیت و البته گستردگی که دارد ، از هر گونه شتاب‌زدگی ،پرهیز جدی شود . اما شوربختانه ،آنچه به عنوان محصول ، در فرا روی خود می بینیم ،بیانگر آن است که این تغییرات، بی آنکه محصول یک «سیاست راهبردی» باشد ،زائیده ی خود شیفتگی و نشانه نارسیسم اداری است که ، بی هیچ توجهی به دارا بودن پشتوانه های علمی و  کارشناسی ،اتفاق افتاده است.  به عبارتی، محصول نوعی قیم مآبانه عمل نمودن است و... عملی شبیه همان دوغ یاری غلام .  پیداست، یاری بخشی‌هایی!! از این دست، چه سرانجامی در پی دارند .

     در این نوشتار، و با این تاکید که در آموزش و پرورش دوره ابتدایی ، « دوغ» یاری بس! ، «آب» یاری باید، به هفت عنوان یا هفت خوان بی عبور یا دقیق تر، به هفت دوغ یاری ،در دوره آموزش و پرورش ابتدایی، که این دوره در تمامی جوامع ،از اهمیّت خاصّی برخوردار می باشد، اشاره می کنم .تردید ندارم که به مصداق« در خانه اگر کس است یک حرف بس است » همین مقدار برای اهل نظر و اندیشه کافی است . بررسی و قضاوت در خصوص سایر برنامه های دوره ابتدایی را -  که البته ریل گذاری شده ها!! و الاماشا الله تعداد آنها به لحاظ کمی در دنیایی که با طرح «جنبش آهستگی »، از قربانی شدن  و ذبح نمودن هرنوع کیفیتی به پای هر تعداد کمیتی، جلوگیری می شود، کم هم نیست  -  به خوانندگان اندیشه ور می‌سپارم. امیدوارم وزیر محترم جدید( آقای حاجی بابایی یا هرکس دیگری)، برای آبیاری و جان بخشی دوباره به هر کدام از اینها ،و سایر برنامه های دوره ابتدایی، برنامه مدون علمی، همراه داشته باشند . 

   دوغ یاری اول :

 خشکانیدن درخت جوان و پر شکوفه ی ارزشیابی کیفی – توصیفی در دوره ابتدایی .

 یکی از تغییرات ماندگار علمی و دقیق ،که به باور نگارنده،  به دلایل مختلف ،خود انقلاب خاموشی بود که، در قرن بیست و یکم، جامعه  ایران آن را تجربه کرد و در نوع خود یک رویداد خجسته و نوآورانه در حوزه‌ی تعلیم و تربیت به حساب می‌آید.  تغییر شیوه ارزشیابی از یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی بوده است . این تغییر با درک درست زمان،  در سال تحصیلی 82-81 ،با توجه به  :